۱۳۸۹ شهریور ۲۸, یکشنبه

جملات زیبا وحکایات پند اموز وضرب المثل ها: خدا گفت: در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ...

جملات زیبا وحکایات پند اموز وضرب المثل ها: خدا گفت: در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ...: "گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود. خدا گفت: چیزی بگو !گنجشک گفت: خسته ام.خدا گفت: از چه ؟گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخو..."

خدا گفت: در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا !

گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود.
خدا گفت: چیزی بگو !
گنجشک گفت: خسته ام.
خدا گفت: از چه ؟
گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی.
خدا گفت: مگر مرا نداری ؟
گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند .
خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟

گنجشک سکوت کرد. بغض  به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود.
خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟! چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده.
چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز تنهایت گذاشتم ؟
گنجشک سر به زیر انداخت . دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود .
خدا گفت : اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا !
گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود .
گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود

ابتدا گذر نامه زیر را تکمیل کنید:

ابتدا گذر نامه زیر را تکمیل کنید:

نام: انسان _ نام خانوادگی: آدمی زاد _ نام پدر: آدم _ نام مادر: حوا
لقب: اشرف مخلوقات _ نژاد: خاکی _ صادره از : دنیا
ساکن: کهکشان را شیری ؛منظومه شمسی؛زمین _ مقصد: برزخ
ساعت حرکت و پرواز: هر وقت خدا صلاح بداند _ مکان: بهشت اگر نشد جهنم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وسایل مورد نیاز :
1- دو متر پارچه سفید 2- عمل نیک 3- انجام واجبات و ترک محرمات 4- امر به معروف و نهی از منکر 5- دعای والدین و مومنین
6- نماز اول وقت 7- ولایت ائمه اطهار 8- اعمال صالح ،تقوا،ایمان
توجه:
1-خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمائید.
2-از آوردن ثروت،مقام،منزل،ماشین،حتی داخل فرودگاه جداً خودداری نمائید.
3- حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین،سنگ قبر گران و تجملاتی و نیز مراسم های پرخرج و غیره
خودداری نمائید.
4-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور فقرا و مستضعفین مشخص نمائید.
5- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس،غیبت،تهمت و غیره خودداری نمائید.

(( برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر(ص)مراجعه نمائید))
تماس و مشاوره بصورت شبانه روزی- رایگان، مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد
در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی بر خوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه

یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی و آن طور شوم که تو می خواهی

وقتی به خوبیها و مهربانی های تو می نگرم
بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم
و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایت مرا نشانه میرود
بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند
خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت
اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت
ولی نظرت را از من مگیر
یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی و آن طور شوم که تو می خواهی

اگر نمی توانی به کسی امید بدهی، نا امیدش نکن

اگر نمی توانی به کسی امید بدهی، نا امیدش نکن
اگر شنونده خوبی هستی، راز دار خوبی هم باش
اگر نمی توانی زخمی را مرحم بکشی، نمک هم نباش

همیشه فکر می کردم چون گرفتارم به خدا نمی رسم
اما اکنون فهمیدم که چون به خدا نرسیدم گرفتارم!!!

باران نباش که با التماس به شیشه بکوبی تا نگاهت کنند ;
ابر باش که با التماس نگاهت کنند تا بباری.

بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن که بدترین روزها در کنارت بودند . . .

میدانی چرا وقتی آدم بزرگ میشود با خودکار می نویسد؟؟؟
چون یاد بگیره که هر اشتباهی پاک نمیشود!!!!

از گناه تنفّر داشته باش نه از گناهکار

چهار چیز را نگه دار: گرسنگیت را سر سفره دیگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.

هر گاه فکر کردی گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی‌توانی او را ببخشی، بدان که آن از کوچکی روح توست نه از بزرگی گناه او.

«فاصله»، عشقهای معمولی را از بین می‌برد. اما «فاصله»، عشق های واقعی و همیشگی را شدت می‌بخشد وزیادتر می‌کند. مانند باد که شمع را خاموش می‌کند وآتش را شعله ور می‌سازد.

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

درباره ماه مبارک رمضان

رمضان
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.

۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

فکاهیات خالد زاهد ورحیم جامی

خالد در جریان نمازخواندن و دیگر دوستان همه تماشا داشتند یکی از دوستان گفت خالد جان خیلی شخص متدین است یک وقت نماز اش قضا نیست در همین خالد جان رو میگرداند و میگوید آری در حین حال روزه هم دارم.
 دودوست
روزی دو دوست " خالد و رحیم جامی }باهم نشسته بودند یکی از دیگرش پرسید دست چپم میخاره چه میشه ؟رحیم  گفت پول برایت میایه . لحظه ای گذشته بود باز پرسید : دست راستم میخاره چی میشه ؟ دوستش گفت : پولت مصرف میشه . چند دقیقه بعد باز پرسید : پشت گردنم میخاره چی میشه دوست ؟ دوستش که اینبار به تنگ شده بود گفت  .چیزی نمیشه گرگ زدیت بخیز خوده بشوی.
 نامزدی رحیم جامی
رحیم جامی  را گفتند که به نظر تو نامزادی چی است؟ گفت نامزادی مثل ازاین است که پدرت برایت باسکل بخرد اما نماند که سوار شوی
سه جمله
زن بشوهر خود گفت که تو خودرا از من هوشیار تر میگیری اگر سه حیوان را نام گرفتی که کلمه اول نام شان (خ)باشد شوهر جواب داد یک خودت ، دوم خواهرت، سوم خدا بیامرز مادرت

خالد
يک روزخالد زاهد دهاتی عروسی کرد. چند روز بعد خويشاوندان به ديدن داماد و تبريکی آمدند. خلاصه در لابلای حرف ها از داماد تقاضا کردند که همو فلم عروسی را برايشان نشان بدهد.خالد گفت: نی والله فلم ره نشان داده نميتانم
يکی از خويشاوندان: چرا؟ ما خو از خودت استيم. فلمه نشان بتی که سات ما تير شوه.
خالد نی والله نميشه. فلمه نشان داده نميتانم.
يکی از خويشاوندان: حالی چرا؟ دليل اش چيس؟

خالد بخاطری که آخرش صحنه سکس داره.
حادثه ترافیکی
یک نفر که در یک حادثه ترافیکی دست راست خود را از دست داده بود ، میخواست خود کُشی کند. تصادفاً قبل از خود کشی شخص دیگری را دید که باوجودیکه هردو دستش قطع شده گی است مگر در روی سرک میرقصد و خیزک میزند. نزد وی رفته پرسید : بیادر جان ! ای دیگه چی خوشحالی داره ؟ با اینکه هر دو دست هایته از دست داده ای مگر چرا رقص میکنی ؟
وی درجوابش گفت : مه رقص نمیکنم چیزم ( ک ... ) میخاره !!!

عسکر خالد زاهد
میگن روز از روز در زمان رسایت جمهوری سردارشهید محمد داود خان سردار به یکی از قول اردو های خود زنگ زد زمانیکه از اوطرف لین شخص مسؤل خالد زاهد گوشی را برداشت وپرسید : کی است؟
سردار از این طرف گفت: من داوود خان هستم
شخص مسؤل از دست اینکه وارخطا شده بود گوشی را بدست گرفت وگفت: او پدپردش نالد داوود خان زنگ زده.

خالد زاهد
خالد زاهد به طرف کندهار میرفت در جریان راه طالبان ای اورا از موتر پیاده کرد و از او سوال کرد گفت او مردیکه ریش میش ته چرا تراش کردی تو خدا را میشناسی ؟
خالد بعد از فکر زیاد........ به طالب گفت ولله چی بگویم رفت آمد که نباشه مشکل است.
رحیم در حمام
رحیم  همرای پدرش به حمام میرود. بمجرد داخل شدن به حمام دفعتاً پاهایش میلغزد و بطور غیر ارادی به سامان پدرش دست می اندازد. پدرش میگه : او دیوانه فکریته بگی اگه همرای مادرت می آمدی حالی دچار ضربه مغزی میشدی

هزاره گی 
يک روز يک هزاره گی را به جرم دست اندازی بالای یکدختر دستگير کردند و نزد قاضی بردند. قاضی: خو بگو چرا ای کاره کدی؟
هزاره گی: خو قاضی صاحب مه ده تو موگوم خوديت قضاوت کو. قاضی: خو بگو. هزاره گی: شو - شوی ماتو (مهتابی) باشه - شرشری او (آب) باشه - دوخترام لوچ برتو باشه - تو نموکونی؟ (شب شب مهتابی باشد - شر شر آب باشد - دختر هم لچ انداخته گی باشد تو نميکنی) قاضی: نی نميکنم. هزاره گی: گو موخوری که نموکونی - مه موکونوم.
خالد همرای خشویش 
خشو از خالد می پرسد : بعد از مرگم چی کار هایی ره بخاطر مه انجام میتی ؟
خالد : هر روز از همو سگرت هایی که دوست داری سر قبرت میگذارم ! خشو: فراموش نکنی که بریمه گوگرد هم بگذاری ؟
خالد : فکر میکنم ده اوجایی که خودت میری اصلاً به گوگرد احتیاج نداری !!!
تجاوزدر خاک پاکستان 
میگویند در یکی از عملیت های نظامی عساکرء دشمن را تعقیب نمودند حتی از مرز عبور کردند و داخل پاکستان شدند یکی از سرباز ها که اسمش رحیم بود خودرا نداخته بزمین و سامان خودرا بزمین می شقید صاحب منصب با عصبانیت ازو پرسان کرد که چی میکنی جواب داد که صاحب مه د خاک دشمن تجاوز میکنم